پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۳

من اگر حسرت روی تو چنین خواهم برد

حسرت روی زمین زیر زمین خواهم برد

گر به جنت ره من با دل پر آه دهند

دوزخی را بسوی خلد برین خواهم برد

غیرت دین اگرم پرده ز نار کشد

بس خجالت که من بیدل و دین خواهم برد

کی ازین سودن رخ بر در مسجد من مست

سرنوشت ازل از لوح جبین خواهم برد

من نه آنم که چو اهلی پی معراج مراد

منت همرهی از روح امین خواهم برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۵گرچه در پای تو ای شمع بسی سوخته‌اند
  2. شمارهٔ ۴۴۶گر حسن و دلبری بتو مهپاره داده اند
  3. شمارهٔ ۴۴۷وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماند
  4. شمارهٔ ۴۴۸در عرق شد چو رخش ز آتش می تابی خورد
  5. شمارهٔ ۴۴۹کار ما عشق است و مارا بهر آن آورده اند
  6. شمارهٔ ۴۵۰بجای آب حیاتم شکر لبی دادند
  7. شمارهٔ ۴۵۱جمعی که دل بهرزه پریشان نکرده اند
  8. شمارهٔ ۴۵۲یاران چه شد که پرسش یاری نمیکند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.