پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد

حرف سر زبان بدل کی اثر نکرد

غوغای رستخیز برآید ز عاشقان

آن مست نازنین چه سر از خواب بر نکرد

طوبی که سرفرازی باغ بهشت یافت

هرگز ز شرم قامت او سربدر نکرد

کردم طمع بجرعه جامش قضا نهشت

آه از قضا که رحم بما آنقدر نکرد

زان آفتاب حسن مه بخت نو نشد

تاسوی من بگوشه چشمی نظر نکرد

عیبش مکن حسود اگر از رشک ما بمرد

در عمر خویش بهتر از این یک هنر نکرد

هرگز نکرد سوی من آن عشوه گر نگاه

کز عشوه رخنه دگرم در جگر نکرد

اهلی نظر نسبت به تیغ از جمال دوست

این شوخ دیده بین که ز کشتن حذر نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
  2. شمارهٔ ۴۳۳گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده‌اند
  3. شمارهٔ ۴۳۴نامهٔ شوق ترا تا به کبوتر ندهند
  4. شمارهٔ ۴۳۵خوبان که نیش بر جگر ریش می‌زنند
  5. شمارهٔ ۴۳۶امروز دل از آینه جان نظرت کرد
  6. شمارهٔ ۴۳۷تا دل سر زلف یار گم کرد
  7. شمارهٔ ۴۳۸گر سگان تو انیس من محزون شده اند
  8. شمارهٔ ۴۳۹هرچند آهنین دل ما ناز بیش کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.