پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۶

خوبان همه محبوب دل و آفت جانند

هرچند که من وصف کنم بهتر از آنند

در عبد تو شیرین دهن آن طفل نزاید

کش چاشنی شهد محبت بچشانند

تیر تو نشان مردمک دیده ما کرد

صاحب نظران در همه عالم به نشانند

خون گریه کند هرکه شود واقف حالم

پس حال من خسته همان به که ندانند

از مردمک دیده ما وصف لبت پرس

کاندر صفت لعل لبت خون بچکانند

شیرین دهنان را غم فرهاد وشان نیست

هرچند که اینطایفه دیدیم همانند

غم نیست که از بهر بتان دین رود از دست

دین من و ایمان من این طرفه بتانند

اهلی که ز خوبان بود امید هلاکش

وقت است که از بند امیدش برهانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۸چشم ز گریه خانه مردم پر آب کرد
  2. شمارهٔ ۴۲۹چو خستگان ز درد دل گشاد می‌یابند
  3. شمارهٔ ۴۳۰سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد
  4. شمارهٔ ۴۳۱لعلت بخنده هرچه دلم از تو خواست کرد
  5. شمارهٔ ۴۳۲شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
  6. شمارهٔ ۴۳۳گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده‌اند
  7. شمارهٔ ۴۳۴نامهٔ شوق ترا تا به کبوتر ندهند
  8. شمارهٔ ۴۳۵خوبان که نیش بر جگر ریش می‌زنند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.