پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۴

سفید موی و سیه نامه از گنه تا چند؟

چو نامه روی سفید و درون سیه تاچند؟

چو شمع چند بسوزم بکنج غم بی تو

کسی بهر زه کند عمر خود تبه تا چند؟

جهان بدیدن دیدار دوست خوش باشد

وگرنه دیدن رخسار مهر و مه تا چند؟

تو ساقی دگران ما بدیده حسرت

هلاک یک نظر و مست یک نگه تا چند؟

برادران طریقت چرا نمی پرسند

که یوسف دل مسکین اسیر چه تا چند؟

دلا چو نشود آن بت فغان و زاری تو

ز شوق اینهمه فریاد و آه و وه تاچند؟

بگرد یار صبا هم نمی رسد اهلی

ترا دو دیده ز امید او بره تا چند؟

شادم که وجودم همه سیلاب عدم برد

کز کوی تو بنیاد بلا خانه غم برد

هرکو ستمی برد هم اندک فرجی یافت

مسکین دل من بود که تا بود ستم برد

تا چند جفا کز ستمت مرغ حرم هم

فریاد ز بیداد تو بر مرغ حرم برد

پنهان ز حسودان قدحی گرم کن ایشیخ

کز دست لییمان نتوان نام کرم برد

اهلی ز خیال دهنت هیچ عجب نیست

گر غنچه صفت سر بگریبان عدم برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۶خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
  2. شمارهٔ ۴۲۷خرم دلی که ره بسر کار خویش برد
  3. شمارهٔ ۴۲۸چشم ز گریه خانه مردم پر آب کرد
  4. شمارهٔ ۴۲۹چو خستگان ز درد دل گشاد می‌یابند
  5. شمارهٔ ۴۳۰سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد
  6. شمارهٔ ۴۳۱لعلت بخنده هرچه دلم از تو خواست کرد
  7. شمارهٔ ۴۳۲شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
  8. شمارهٔ ۴۳۳گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.