پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۸

ساقیا می ده که صبر و عشق مهجور از همند

عشق خرمن سوز و عقل خوشه چین دور از همند

در میان دیده و دل از مه رویت صفاست

زان سرای دیده و دل هردو پر نور از همند

حرف عقل از ما مپرس از عاقلان هم حرف عشق

راز هشیاران و مستان تو مستور از همند

او ز خون ماست و ما ز چشمش در خمار

چشم یار و جان عاشق مست و مخمور ازهمند

دل خراب از پهلوی من من خراب از دست دل

نیک بخت آن همنشینانی که معمور ازهمند

حسن تو از عشق اهلی شهره عشق او ز تو

لیلی و مجنون به حُسن و عشق مشهور ازهمند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۰آب حیات کس بجز از جرعه کش نخورد
  2. شمارهٔ ۴۲۱خوبان که همچو شمع ز نور آفریده‌اند
  3. شمارهٔ ۴۲۲رسید یار و دلم بی قرار خواهد کرد
  4. شمارهٔ ۴۲۳از روزگار تیره دلم بر غبار چند؟
  5. شمارهٔ ۴۲۴سفید موی و سیه نامه از گنه تا چند؟
  6. شمارهٔ ۴۲۵خلق از سگت نه از بد دشمن فغان کنند
  7. شمارهٔ ۴۲۶خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
  8. شمارهٔ ۴۲۷خرم دلی که ره بسر کار خویش برد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.