پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۲

نصیب ما نشد از وصل یار جز غم هیچ

بوعده یی ز دهانش خوشیم آنهم هیچ

بیا که تجربه کردیم و غیر دیدن تو

جراحت دل ما را نبود مرهم هیچ

ببوسه یی دل بیچاره یی بدست آور

کزان شکر که تو داری نمیشود کم هیچ

تو نوبهار دل و جان عاشقی بازآ

که در جهان نتوان یافت بی تو خرم هیچ

ز بزم ما شرف صحبت تو مقصودست

بهشت اگرنه مشرف بود به آدم هیچ

بیار باده بگو باد برد عالم را

که پیش همت اهلی است هردو عالم هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۴دوش از دیرم ملک در حلقه او را برد
  2. شمارهٔ ۴۱۵مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد
  3. شمارهٔ ۴۱۶آن آفتاب حسن سحر میل باده کرد
  4. شمارهٔ ۴۱۷وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد
  5. شمارهٔ ۴۱۸ساقیا می ده که صبر و عشق مهجور از همند
  6. شمارهٔ ۴۱۹مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدند
  7. شمارهٔ ۴۲۰آب حیات کس بجز از جرعه کش نخورد
  8. شمارهٔ ۴۲۱خوبان که همچو شمع ز نور آفریده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.