پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۵

مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد

مسکین تر از آنیم که تقریر توان کرد

کار می و معشوقه سراسر همه سودست

از کس نشنیدم که درین کار زیان کرد

المنه لله که در صید گه عشق

تیر تو مرا در صف عشاق نشان کرد

باور نکنم من که پری تو بحسن است

حسنی اگرش بود چرا از تو نهان کرد

شاید که دل کوه بفریاد در آید

امروز که اهلی ز غم عشق فغان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۷وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد
  2. شمارهٔ ۴۱۸ساقیا می ده که صبر و عشق مهجور از همند
  3. شمارهٔ ۴۱۹مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدند
  4. شمارهٔ ۴۲۰آب حیات کس بجز از جرعه کش نخورد
  5. شمارهٔ ۴۲۱خوبان که همچو شمع ز نور آفریده‌اند
  6. شمارهٔ ۴۲۲رسید یار و دلم بی قرار خواهد کرد
  7. شمارهٔ ۴۲۳از روزگار تیره دلم بر غبار چند؟
  8. شمارهٔ ۴۲۴سفید موی و سیه نامه از گنه تا چند؟
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.