پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۸

نالهٔ من جان غم‌پرورد می‌داند که چیست

زخم دل سخت است صاحب درد می‌داند که چیست

مست ناز است آن بت سنگین‌دل فارغ ز عشق

کافرم گر آه گرم و سرد می‌داند که چیست

گرچه لیلی همچو مجنون چاشنی از عشق یافت

عاشقی لیلی چه داند مرد می‌داند که چیست

موجب وصل طبیب ماست روی زرد ما

خسته دل قدر روی زرد می‌داند که چیست

قدر اهلی را که می‌داند که گرد راه اوست

او که گرد انگیخت هم در گرد می‌داند که چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۰ساقی که یار ما بود اغیار را چه بحث؟
  2. شمارهٔ ۴۱۱سوختیم از غم و این آتش پنهان همه هیچ
  3. شمارهٔ ۴۱۲نصیب ما نشد از وصل یار جز غم هیچ
  4. شمارهٔ ۴۱۳معلم را بگو فریاد از آن شوخ
  5. شمارهٔ ۴۱۴دوش از دیرم ملک در حلقه او را برد
  6. شمارهٔ ۴۱۵مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد
  7. شمارهٔ ۴۱۶آن آفتاب حسن سحر میل باده کرد
  8. شمارهٔ ۴۱۷وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.