پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۴

کسی که چشم مرا ابر نوبهار گرفت

چو دید گریه ی من راه اعتذار گرفت

همین بسست مرا اعتبار در کویت

که هرکه دیده مرا از من اعتبار گرفت

اگر نه روی تو سوزنده تر ز آتش شد

پس از چه هندوی زلفت ازو کنار گرفت

لبت چو باده خورد خون خلق چشمت را

به حیرتم که چرا همچنین خمار گرفت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۶به دشمنش نظر است به دوستان کین است
  2. شمارهٔ ۷من سیه‌بختم نه تنها چرخ با من دشمن است
  3. شمارهٔ ۸نه جز توام دگری در دل خراب گذشت
  4. شمارهٔ ۹باز از انجمن آن انجمن آرا برخواست
  5. شمارهٔ ۱۰یک نظر دیدم و دل با نیش مژگان خوگرفت
  6. شمارهٔ ۱۱دل غمین بستاند که جان شاد دهد
  7. شمارهٔ ۱۲میان ما و دل یارب چرا این ماجرا باشد
  8. شمارهٔ ۱۳اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.