پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۳

اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد

نشاء نظاره آن چشم را می کی دهد

چشم مستش هر دمم مست از نگاهی می کند

مست چون ساقی شود پیمانه پی در پی دهد

مدتی شد کز ضمیرش رفته ام دشمن کجاست

تا مرا بعد از فراموشی به یاد وی دهد

ای که گویی ناله کم کن لب به بندم من ولیک

چون کنم با آن که هربندم نوای نی دهد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۵به رنج از ناله ای کردم کسی که بی سبب نالد
  2. شمارهٔ ۱۶بس که در کوی تو چشمم گریه بسیار کرد
  3. شمارهٔ ۱۷دل ترک عشق آن بت دلجو نمی‌کند
  4. شمارهٔ ۱۸آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
  5. شمارهٔ ۱۹جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی‌سوزد
  6. شمارهٔ ۲۰کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
  7. شمارهٔ ۲۱مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد
  8. شمارهٔ ۲۲کجا قاصد برم با نامه آن دلستان آید
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.