پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰

کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود

کشتن چون من کسی بر چون تویی آسان بود

باز درد رشک را از هجر درمان میکنم

درد را بنگر چه باشد چون دوا هجران بود

یا تو پیش دیده یا اشک خونین در نظر

کاشکی این خانه یک دم خالی از طوفان بود

خانه ها از سیل ویران می شود، یارب چرا

خانه های چشم من بی سیل خون ویران بود

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۲کجا قاصد برم با نامه آن دلستان آید
  2. شمارهٔ ۲۳بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
  3. شمارهٔ ۲۴دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
  4. شمارهٔ ۲۵ناصِحا از عشق منع مکن بار دگر
  5. شمارهٔ ۲۶زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش
  6. شمارهٔ ۲۷از تو ممنونم اگر از مژه خون می‌ریزم
  7. شمارهٔ ۲۸چه سود ای باغبان از رخصت سیر گلستانم
  8. شمارهٔ ۲۹نشنیده‌ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.