پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۷

از تو ممنونم اگر از مژه خون می‌ریزم

گر غمت نبود خون این همه چون می‌ریزم

خورده‌ام زخمی و تا گم نکند صیادم

هر قدم قطره از خون درون می‌ریزم

صبر کو تا جگرم خون شود و گریه کنم

لخت‌لختش ز ره دیده برون می‌ریزم

دیده مشغول خیال است از آن امشب خون

از شکاف دل بی‌صبر و سکون می‌ریزم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۹نشنیده‌ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده‌ام
  2. شمارهٔ ۳۰خوشم که جا به سر کوی دلستان دارم
  3. شمارهٔ ۳۱گهی از داغ لذت گه زچاک پیرهن دزدم
  4. شمارهٔ ۳۲چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم
  5. شمارهٔ ۳۳دلیرم کرد در سودای عشقش ترک جان کردن
  6. شمارهٔ ۳۴سوخت محرومی دیدار چنان پیکر من
  7. شمارهٔ ۳۵نگذرد روزی که از اشک جهان پیمای من
  8. شمارهٔ ۳۶عقل می گوید بحرف عشق ترک دیدن مکن
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.