پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۲

چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم

غم دل را چه کنم، دل به چه خرّم سازم

شده از نقش رخت پرگل از آن دردم مرگ

دامن دیده نیارم که فراهم سازم

بس که هر لحظه شکست دگرم پیش آمد

صد مصیبت را یک حلقه ماتم سازم

گریه عادت شده در هجر توام ورنه مرا

گریه نیست کز او درد دلی کم سازم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۴سوخت محرومی دیدار چنان پیکر من
  2. شمارهٔ ۳۵نگذرد روزی که از اشک جهان پیمای من
  3. شمارهٔ ۳۶عقل می گوید بحرف عشق ترک دیدن مکن
  4. شمارهٔ ۳۷تا به کی پنهان زما ای آب حیوان زیستن
  5. شمارهٔ ۳۸لب زخون ترکرده ام تلخ ست می در کام من
  6. شمارهٔ ۳۹باز ای دل تازه در کوی بتی جا کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۴۰زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای
  8. شمارهٔ ۴۱خوشا دلی که اثیرش کند تمنایی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.