پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۸

لب زخون ترکرده ام تلخ ست می در کام من

کو حریفی تا کند خون جگر در جام من

وعده وصلم به فردا داد اینم بس که یار

این قدر داند که صبح از پی ندارد شام من

صبح کو در خانه بنشین، مهر گودیگر متاب

تیرگی هرگز نخواهد رفت از ایام من

رحم اگر بر من نخواهی کرد بر بدگو مکن

من چه بد کردم که نتوانی شنیدن نام من

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۴۰زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای
  2. شمارهٔ ۴۱خوشا دلی که اثیرش کند تمنایی
  3. شمارهٔ ۴۲خوب نبود آشنایی با بدان خوب مرا
  4. شمارهٔ ۴۳باز عشقش تازه کرد از نو دل افسرده را
  5. شمارهٔ ۴۴دوش در بزم که بی روی تو خون بود شراب
  6. شمارهٔ ۴۵تو نخل حسنی و جز ناز و فتنه بار تو نیست
  7. شمارهٔ ۴۶دل ها اسیر کرد و گره بر جبین نزد
  8. شمارهٔ ۴۷ای که در هجرت شکیبایی ز دل‌ها می‌رود
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.