پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۴۳

باز عشقش تازه کرد از نو دل افسرده را

آری آتش آب حیوان است شمع مرده را

از نگاهش دارم امید وصالی زان که گاه

می‌رود صیاد از پی ، صیدِ پیکان خورده را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۴۵تو نخل حسنی و جز ناز و فتنه بار تو نیست
  2. شمارهٔ ۴۶دل ها اسیر کرد و گره بر جبین نزد
  3. شمارهٔ ۴۷ای که در هجرت شکیبایی ز دل‌ها می‌رود
  4. شمارهٔ ۴۸از تحمل‌های من بر من تغافل می‌کند
  5. شمارهٔ ۴۹نگویم حال خود از حال من گو بی‌خبر باشد
  6. شمارهٔ ۵۰در حشر گر از زلف تو بویی بمن آید
  7. شمارهٔ ۵۱دوش چشم ساغر سرشار و خونم باده بود
  8. شمارهٔ ۵۲چون خون خورم بناله، میلم زیاده باشد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.