پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۵۱

دوش چشم ساغر سرشار و خونم باده بود

آن چه دل می خواست از اسباب عیش آماده بود

هیچ کس زان طره پیچیده سر بیرون نکرد

با وجود آن که مضمون پیش پا افتاده بود

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۵۳عمریست که دل راه به دلدار ندارد
  2. شمارهٔ ۵۴بس که بر دیوار و در هر لحظه افتد عکس داغ
  3. شمارهٔ ۵۵رخت چون دیوانگان صحرا به صحرا می‌کشم
  4. شمارهٔ ۵۶بی‌تو من هرجا که یک ساعت نشیمن کرده‌ام
  5. شمارهٔ ۵۷ای دل من و آزادی ازین زمزمه بس کن
  6. شمارهٔ ۵۸باز خوش اسباب رسوایی مهیا کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۵۹شادکی گردم اگر درد دلم گوش کنی
  8. شمارهٔ ۶۰گرفتارم میان چین زلف و چین ابرویی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.