ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۴۹
نگویم حال خود از حال من گو بیخبر باشد
به بیدردان بیان درد دل درد دگر باشد
به محض این که گفتی خواهمت کشتن، مرا کشتی
دروغ است این که کشتن دیگر و گردن دگر باشد
ابوالحسن فراهانی
نگویم حال خود از حال من گو بیخبر باشد
به بیدردان بیان درد دل درد دگر باشد
به محض این که گفتی خواهمت کشتن، مرا کشتی
دروغ است این که کشتن دیگر و گردن دگر باشد
دربارهی ابوالحسن فراهانیابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.