پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۹

باز ای دل تازه در کوی بتی جا کرده‌ای

آن چه عمری خواستی امروز پیدا کرده‌ای

شکوه از کشتن بود فردا شهیدان تو را

شکوه ما آن که در کشتن مدارا کرده‌ای

چون توانم دید بزم غیر جایت چون زرشک

جا در آتش کرده‌ام تا در دلم جا کرده‌ای

ای که می‌گویی چرا خونابه‌ات از سرگذشت

خود بگو، دانی که ما را دیده دریا کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۴۱خوشا دلی که اثیرش کند تمنایی
  2. شمارهٔ ۴۲خوب نبود آشنایی با بدان خوب مرا
  3. شمارهٔ ۴۳باز عشقش تازه کرد از نو دل افسرده را
  4. شمارهٔ ۴۴دوش در بزم که بی روی تو خون بود شراب
  5. شمارهٔ ۴۵تو نخل حسنی و جز ناز و فتنه بار تو نیست
  6. شمارهٔ ۴۶دل ها اسیر کرد و گره بر جبین نزد
  7. شمارهٔ ۴۷ای که در هجرت شکیبایی ز دل‌ها می‌رود
  8. شمارهٔ ۴۸از تحمل‌های من بر من تغافل می‌کند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.