پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۷

تا به کی پنهان زما ای آب حیوان زیستن

گرچه رسم آب حیوان است پنهان زیستن

اتحادی هست با معشوق عاشق را به بین

از زلیخا عشق و از یوسف بزندان زیستن

بی تو رفتم در گلستان غنچه از من کسب کرد

در گلستان بودن و سر در گریبان زیستن

سوزم از غیرت که با جان ها غمت آمیخته

ورنه مردم از چه نتوانند بی جان زیستن

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۹باز ای دل تازه در کوی بتی جا کرده‌ای
  2. شمارهٔ ۴۰زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای
  3. شمارهٔ ۴۱خوشا دلی که اثیرش کند تمنایی
  4. شمارهٔ ۴۲خوب نبود آشنایی با بدان خوب مرا
  5. شمارهٔ ۴۳باز عشقش تازه کرد از نو دل افسرده را
  6. شمارهٔ ۴۴دوش در بزم که بی روی تو خون بود شراب
  7. شمارهٔ ۴۵تو نخل حسنی و جز ناز و فتنه بار تو نیست
  8. شمارهٔ ۴۶دل ها اسیر کرد و گره بر جبین نزد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.