پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۱

مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد

دلی سیاه تر از بخت اهل استعداد

به خاک تیره هنرها نشانده اند مرا

مرا ز دست هنرهای خویشتن فریاد

ازین چه سود که قدم کلید وار خمید

که بخت هرگز در روی من دری نگشاد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۳بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
  2. شمارهٔ ۲۴دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
  3. شمارهٔ ۲۵ناصِحا از عشق منع مکن بار دگر
  4. شمارهٔ ۲۶زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش
  5. شمارهٔ ۲۷از تو ممنونم اگر از مژه خون می‌ریزم
  6. شمارهٔ ۲۸چه سود ای باغبان از رخصت سیر گلستانم
  7. شمارهٔ ۲۹نشنیده‌ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده‌ام
  8. شمارهٔ ۳۰خوشم که جا به سر کوی دلستان دارم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.