پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۴

دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر

نمی دانم که آن بیهوده رنج از من چه دید آخر

سیه کردم بدان خال سیه چشم و ندانستم

که اندر انتظار وصل خواهد شد سفید آخر

کشیدم محنتش عمری و دامن در کشید از من

جزای آن چه با من می‌کند خواهد کشید آخر

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۶زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش
  2. شمارهٔ ۲۷از تو ممنونم اگر از مژه خون می‌ریزم
  3. شمارهٔ ۲۸چه سود ای باغبان از رخصت سیر گلستانم
  4. شمارهٔ ۲۹نشنیده‌ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۰خوشم که جا به سر کوی دلستان دارم
  6. شمارهٔ ۳۱گهی از داغ لذت گه زچاک پیرهن دزدم
  7. شمارهٔ ۳۲چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم
  8. شمارهٔ ۳۳دلیرم کرد در سودای عشقش ترک جان کردن
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.