پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۷

دل ترک عشق آن بت دلجو نمی‌کند

من ترک عشق می‌کنم و او نمی‌کند

بر دیده‌ام نشین نفسی زآن که باغبان

بی‌سرو لذتی ز لب جو نمی‌کند

مایل به دیگران شود از منع من، بلی

بی‌یاد نخل میل به هرسو نمی‌کند

بی‌عشق حسن را نبود قدر و قیمتی

خار از گلی به است، کو کس بو نمی‌کند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۹جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی‌سوزد
  2. شمارهٔ ۲۰کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
  3. شمارهٔ ۲۱مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد
  4. شمارهٔ ۲۲کجا قاصد برم با نامه آن دلستان آید
  5. شمارهٔ ۲۳بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
  6. شمارهٔ ۲۴دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
  7. شمارهٔ ۲۵ناصِحا از عشق منع مکن بار دگر
  8. شمارهٔ ۲۶زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.