پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۸

آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند

کاش از رسوایی خود اندکی پروا کند

از برای آن که سوزد دوست را در پیش غیر

شمع هم خود را وهم پروانه را رسوا کند

من به او مشغول و او با دیگران گرم سخن

چون تهیدستی که با پرمایه سودا کند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
  2. شمارهٔ ۲۱مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد
  3. شمارهٔ ۲۲کجا قاصد برم با نامه آن دلستان آید
  4. شمارهٔ ۲۳بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
  5. شمارهٔ ۲۴دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
  6. شمارهٔ ۲۵ناصِحا از عشق منع مکن بار دگر
  7. شمارهٔ ۲۶زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش
  8. شمارهٔ ۲۷از تو ممنونم اگر از مژه خون می‌ریزم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.