پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۵

به رنج از ناله ای کردم کسی که بی سبب نالد

مکن منع دلم از ناله کین بلبل عجب نالد

رخش چون بینم از زلف سیاهش می کنم شکوه

چو بیماری که در روز از درازی های شب نالد

مگر ابرست چشم من که وقت خرّمی گرید

مگر چنگ است چشم من که هنگام طرب نالد

به هجرم می کند تهدید و دل در تاب از استغنا

تبم از مرگ بگرفتست و این مسکین ز تب نالد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۷دل ترک عشق آن بت دلجو نمی‌کند
  2. شمارهٔ ۱۸آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
  3. شمارهٔ ۱۹جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی‌سوزد
  4. شمارهٔ ۲۰کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
  5. شمارهٔ ۲۱مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد
  6. شمارهٔ ۲۲کجا قاصد برم با نامه آن دلستان آید
  7. شمارهٔ ۲۳بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
  8. شمارهٔ ۲۴دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.