پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۱

دل غمین بستاند که جان شاد دهد

فلک فریب دهد هرکه را مراد دهد

اگر به کوی تو دیرم آمدم، مرنج از من

کسی نبود که ترم به باد دهد

زمانه جور به هر کس کند مرا سوزد

که از جفای تو جور زمانه یاد دهد

اگر ننالم خرسند نیستم، ترسم

شبی بنالم و گردون مرا مراد دهد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۳اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد
  2. شمارهٔ ۱۴دل همان غمناک و شد در عشق چشم من سفید
  3. شمارهٔ ۱۵به رنج از ناله ای کردم کسی که بی سبب نالد
  4. شمارهٔ ۱۶بس که در کوی تو چشمم گریه بسیار کرد
  5. شمارهٔ ۱۷دل ترک عشق آن بت دلجو نمی‌کند
  6. شمارهٔ ۱۸آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
  7. شمارهٔ ۱۹جفا کن تا توانی برق من، خرمن نمی‌سوزد
  8. شمارهٔ ۲۰کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.