پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۹

باز از انجمن آن انجمن آرا برخواست

آنچنان خواست که فریاد زدلها برخواست

خبر چشم تر ما که رسانید به ابر

که به تعجیل تمام از سر دریا برخواست

وعده وصل به فردای قیامت شده بود

گریه کردم که قیامت به تماشا برخواست

وقت خون ریختنم شد به چه موقوف کنی

کشتنی که نمی بایدت از جابر خواست

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۱دل غمین بستاند که جان شاد دهد
  2. شمارهٔ ۱۲میان ما و دل یارب چرا این ماجرا باشد
  3. شمارهٔ ۱۳اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد
  4. شمارهٔ ۱۴دل همان غمناک و شد در عشق چشم من سفید
  5. شمارهٔ ۱۵به رنج از ناله ای کردم کسی که بی سبب نالد
  6. شمارهٔ ۱۶بس که در کوی تو چشمم گریه بسیار کرد
  7. شمارهٔ ۱۷دل ترک عشق آن بت دلجو نمی‌کند
  8. شمارهٔ ۱۸آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.