پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۶

به دشمنش نظر است به دوستان کین است

کسی نیافت که او را چه رسم و آیین است

کند ز خشت لحد بالش و نمی داند

اسیر او که سرش در کدام بالین است

به احتیاط کنم گریه زآن که خانه چشم

به طفل های سرشکم همیشه رنگین است

غزال چشم تو ای چشم بد زرویت دور

به زیر ابرو پرچین غزاله پر چین است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۸نه جز توام دگری در دل خراب گذشت
  2. شمارهٔ ۹باز از انجمن آن انجمن آرا برخواست
  3. شمارهٔ ۱۰یک نظر دیدم و دل با نیش مژگان خوگرفت
  4. شمارهٔ ۱۱دل غمین بستاند که جان شاد دهد
  5. شمارهٔ ۱۲میان ما و دل یارب چرا این ماجرا باشد
  6. شمارهٔ ۱۳اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد
  7. شمارهٔ ۱۴دل همان غمناک و شد در عشق چشم من سفید
  8. شمارهٔ ۱۵به رنج از ناله ای کردم کسی که بی سبب نالد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.