پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۵

کسی نگفت که از شعله سوختن عیب است

ولی ز خار و خسی بر فروختن عیب است

دلم که مرده هندوی زلف اوست چرا

نسوخت مرده ز هند و نسوختن عیب است

به یک نگه چو خریدی، به یک نگه مفروش

گران خریدن و ارزان فروختن عیب است

به چاک جامه دگر عیب من مکن، ناصح

دریدنش هنر است ارچه دوختن عیب است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۷من سیه‌بختم نه تنها چرخ با من دشمن است
  2. شمارهٔ ۸نه جز توام دگری در دل خراب گذشت
  3. شمارهٔ ۹باز از انجمن آن انجمن آرا برخواست
  4. شمارهٔ ۱۰یک نظر دیدم و دل با نیش مژگان خوگرفت
  5. شمارهٔ ۱۱دل غمین بستاند که جان شاد دهد
  6. شمارهٔ ۱۲میان ما و دل یارب چرا این ماجرا باشد
  7. شمارهٔ ۱۳اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد
  8. شمارهٔ ۱۴دل همان غمناک و شد در عشق چشم من سفید
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.