پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

با فکر تو موافق ناموس انقلاب

باید زدن به دیر کهن کوس انقلاب

گر دست من رسد ز سر شوق می روم

تا خوابگاه مرگ به پابوس انقلاب

از بهر حفظ ملک گزرسس بیاورم

در اهتزاز پرچم سیروس انقلاب

خون هزار زاغ بریزم به بوم خویش

آید به جلوه باز چو طاوس انقلاب

از انقلاب ناقص ما بود کاملا

دیدیم اگر نتیجه معکوس انقلاب

سالوس انقلابی ما اهل زرق بود

یاران حذر کنید ز سالوس انقلاب

طوفان خون پدید کند کلک فرخی

آن سر بریده تا شده مأنوس انقلاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸در کف مردانگی شمشیر می‌باید گرفت
  2. شمارهٔ ۲۹زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
  3. شمارهٔ ۳۰از قناعت خواجه گردون مرا تا بنده است
  4. شمارهٔ ۳۱در چمن تا قدِ سروِ تو برافراخته است
  5. شمارهٔ ۳۲آن طایری که در قفس تنگ خانه داشت
  6. شمارهٔ ۳۳هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت
  7. شمارهٔ ۳۴جان من تنها نه خوبان را صباحت لازم است
  8. شمارهٔ ۳۵دل زارم که عمرش جز دمی نیست
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.