پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت

آری نداشت غم که غمِ بیش و کم نداشت

در دفترِ زمانه فتد نامش از قلم

هر ملّتی که مردمِ صاحب‌قلم نداشت

در پیشگاهِ اهلِ خرد نیست محترم

هر کس که فکرِ جامعه را محترم نداشت

با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی‌ست

ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت

انصاف و عدل داشت موافق بسی ولی

چون فرخی موافقِ ثابت‌قدم نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵دل زارم که عمرش جز دمی نیست
  2. شمارهٔ ۳۶هر لحظه مزن در، که در این خانه کسی نیست
  3. شمارهٔ ۳۷در شرع ما که قاعده اختصاص نیست
  4. شمارهٔ ۳۸این نیست عرق کز رخ آن ماه جبین ریخت
  5. شمارهٔ ۳۹این دل ویران ز بیداد غمت آباد نیست
  6. شمارهٔ ۴۰جهان نمای درستی، دل شکسته ماست
  7. شمارهٔ ۴۱کیست در شهر که از دست غمت داد نداشت
  8. شمارهٔ ۴۲عشقبازی را چه خوش فرهاد مسکین کرد و رفت
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.