پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

در شرع ما که قاعده اختصاص نیست

حق عوام نیز قبول خواص نیست

دیگر دم از تفاوت شاه و گدا مزن

بگزین طریقه‌ای که در آن اختصاص نیست

گفتم که انتقام ز اشراف دون بگیر

گفتی هنوز موقع کین و قصاص نیست

اینک به چنگ مرتجعین اوفتاده‌ای

آن سان که از برای تو راه خلاص نیست

از دست پافشاری خود فرخی فتاد

در ورطه‌ای که هیچ امید خلاص نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹این دل ویران ز بیداد غمت آباد نیست
  2. شمارهٔ ۴۰جهان نمای درستی، دل شکسته ماست
  3. شمارهٔ ۴۱کیست در شهر که از دست غمت داد نداشت
  4. شمارهٔ ۴۲عشقبازی را چه خوش فرهاد مسکین کرد و رفت
  5. شمارهٔ ۴۳ - درباره انتخابات مجلسبی‌زر و زور کجا زاری ما را ثمر است
  6. شمارهٔ ۴۴در غمت کاری که آه آتشینم کرده است
  7. شمارهٔ ۴۵راستی کج کلها عهد تو سخت آمد سست
  8. شمارهٔ ۴۶ - در زندان قصرسوگواران را مجال بازدید و دید نیست
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.