پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

جهان نمای درستی، دل شکسته ماست

کلید قفل حقیقت زبان بسته ماست

مگو چه دانه تسبیح از چه پامالیم

که عیب ما همه از رشته گسسته ماست

دو دسته یکسره در جنگ و توده بدبخت

در این مبارزه پامال هر دو دسته ماست

نوید صلح امید آنکه می دهد به بشر

سفیر خوش خبر و پیک پی خجسته ماست

نه غنچه باز نه گل بو دهد در این گلشن

گواه آن دل تنگ و دماغ خسته ماست

ز قید و بند جهان فرخی بود آزاد

که رند دربه‌در و از علاقه رسته ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲عشقبازی را چه خوش فرهاد مسکین کرد و رفت
  2. شمارهٔ ۴۳ - درباره انتخابات مجلسبی‌زر و زور کجا زاری ما را ثمر است
  3. شمارهٔ ۴۴در غمت کاری که آه آتشینم کرده است
  4. شمارهٔ ۴۵راستی کج کلها عهد تو سخت آمد سست
  5. شمارهٔ ۴۶ - در زندان قصرسوگواران را مجال بازدید و دید نیست
  6. شمارهٔ ۴۷ما را ز انقلاب سر انتخاب نیست
  7. شمارهٔ ۴۸شب غم روز من و ماه محن سال منست
  8. شمارهٔ ۴۹گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.