پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

نای آزادی کند چون نی نوای انقلاب

باز خون سازد جهان را نینوای انقلاب

انقلاب ما چو شد از دست ناپاکان شهید

نیست غیر از خون پاکان خون‌بهای انقلاب

اندرین طوفان خدا داند که کی غالب شود

ناخدای ارتجاعی یا خدای انقلاب

تا تو را در راه آزادی تن صد چاک نیست

نیستی در پیش یاران پیشوای انقلاب

با خط برجسته در عالم علم گردد بنام

آنکه بگذارد به دوش خود لوای انقلاب

گر رهد دستم ز دست این گروه خودپرست

با فداکاری گذارم سر به پای انقلاب

دل چه می‌خواهم نباشد در حدیث عشق دوست

جان چه کار آید نگردد گر فدای انقلاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست
  2. شمارهٔ ۲۸در کف مردانگی شمشیر می‌باید گرفت
  3. شمارهٔ ۲۹زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
  4. شمارهٔ ۳۰از قناعت خواجه گردون مرا تا بنده است
  5. شمارهٔ ۳۱در چمن تا قدِ سروِ تو برافراخته است
  6. شمارهٔ ۳۲آن طایری که در قفس تنگ خانه داشت
  7. شمارهٔ ۳۳هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت
  8. شمارهٔ ۳۴جان من تنها نه خوبان را صباحت لازم است
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.