پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

شرط خوبی نیست تنها جان من گفتار خوب

خوبی گفتار داری بایدت رفتار خوب

گر تو را تعمیر این ویران عمارت لازم است

باید از بهر مصالح آوری معمار خوب

بت‌پرست خوب به از خودپرست بدرفیق

یار بد بدتر بود صد بار از اغیار خوب

خوب دانی کیست پیش خوب و بد در روزگار

آنکه می‌ماند ز کار خوب او آثار خوب

رشته تسبیح سالوسی بد آمد در نظر

زین سپس دست من و زلف تو و زنار خوب

نام آزادی ز بدکیشان نمی‌آمد به ننگ

کشور ویران ما را بود اگر احرار خوب

کار طوفان خوب گفتن نیست هر بیکاره را

کار می‌خواهد ز اهل کار آن هم کار خوب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶با فکر تو موافق ناموس انقلاب
  2. شمارهٔ ۲۷چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست
  3. شمارهٔ ۲۸در کف مردانگی شمشیر می‌باید گرفت
  4. شمارهٔ ۲۹زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
  5. شمارهٔ ۳۰از قناعت خواجه گردون مرا تا بنده است
  6. شمارهٔ ۳۱در چمن تا قدِ سروِ تو برافراخته است
  7. شمارهٔ ۳۲آن طایری که در قفس تنگ خانه داشت
  8. شمارهٔ ۳۳هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.