پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

باور نکنی گر غم دل گفتن ما را

بین از اثر اشک به خون خفتن ما را

صد بار بهار آمد و یکبار ندیدند

مرغان مصیبت زده بشکفتن ما را

در زندگی از بسکه گرانجانی ما دید

حاضر نبود مرگ پذیرفتن ما را

رفت از بر من گرچه رهش با مژه رفتم

ره رفتن او بنگر و ره رفتن ما را

جز فرخی از طبع گهربار ندارد

کس طرز غزل گفتن و در سفتن ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵نای آزادی کند چون نی نوای انقلاب
  2. شمارهٔ ۲۶با فکر تو موافق ناموس انقلاب
  3. شمارهٔ ۲۷چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست
  4. شمارهٔ ۲۸در کف مردانگی شمشیر می‌باید گرفت
  5. شمارهٔ ۲۹زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
  6. شمارهٔ ۳۰از قناعت خواجه گردون مرا تا بنده است
  7. شمارهٔ ۳۱در چمن تا قدِ سروِ تو برافراخته است
  8. شمارهٔ ۳۲آن طایری که در قفس تنگ خانه داشت
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.