پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

با آنکه کسی نیست به وارستگی ما

هست از چه به گیسوی تو دلبستگی ما

بشکست مرا پشت اگر بار درستی

میزان درستی شده بشکستگی ما

ما خسته دلان قلب جهانیم و از اینرو

دل خسته جهانیست ز دلخستگی ما

در مملکتی کآتش آشوب بود تند

بی‌جا نبود کندی و آهستگی ما

از حسن عمل با خط برجسته از این پس

تاریخ گواه است به برجستگی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴شرط خوبی نیست تنها جان من گفتار خوب
  2. شمارهٔ ۲۵نای آزادی کند چون نی نوای انقلاب
  3. شمارهٔ ۲۶با فکر تو موافق ناموس انقلاب
  4. شمارهٔ ۲۷چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست
  5. شمارهٔ ۲۸در کف مردانگی شمشیر می‌باید گرفت
  6. شمارهٔ ۲۹زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
  7. شمارهٔ ۳۰از قناعت خواجه گردون مرا تا بنده است
  8. شمارهٔ ۳۱در چمن تا قدِ سروِ تو برافراخته است
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.