پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

هماره بیدلان نالند از اغیار... به

خلاف من که نالم سخت سخت از یار... به

همی بر لاش پوسیده نیاکان تا به کی بالی

نه ای کرکس چه بر پری بدین مردار... به

قیاس رفته و آینده زین مشت خران فرما

که مشت آید نشان در معنی از خروار... به

نبینی گر همه هستی به سرگردی بپای استی

به جز...گی سامان در این پرگار... به

به وسمه اندر آن ابرو فزون برد شگفت آرم

فزایش تیغ را ببریدن از زنگار... به

مرا زین خر یهودان چند و تاکی رنج جان زاید

بکش آن تیغ عیسی کش بزن آن دار... به

کج است آن مرغ را منقار کانجیرش شکار آید

تو خورد انجیر نتوانی بدین منقار... به

ندانی کیستی واعظ خرت گوهر برت پالان

سرت بار است و آن مندیل سگ سربار... به

به جز مردان زن خود دانم این...مردم را

نرنجم گوید ار... ای سردار ... به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸به امتحان مکش آن ابروان ...به
  2. شمارهٔ ۲۹ز اسرار حقیقت زاهد آن دانای ...به
  3. شمارهٔ ۳۰مرا آه آتشین زان خط مشک آلود بر خیزد
  4. شمارهٔ ۳۱هر که زین جانوران صورت آدم با اوست
  5. شمارهٔ ۳۲چرخ ... چه ویران چه کند آبادم
  6. شمارهٔ ۳۳شبان تیره زان زلفین ثعیان سار...به
  7. شمارهٔ ۳۴مهر تو دل سوزتر یا آه آتشبار من
  8. شمارهٔ ۳۵همی خواهم به آویز مراد انگیز جولانی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.