پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

به امتحان مکش آن ابروان ...به

که هیچ کس نکشد آن کمان...به

به پر غیر پریدن همی بدان ماند

که بر فلک شدن از نردبان... به

خیال روی تو پختن به گریه دانی چیست

که کشت شلتوک بر ناودان... به

نبات مردی اگر ابر تهمتن بارد

نرست خواهد از این خاکدان...به

فتاده مفتی اندر به مال مفت چنانک

بلوچ تازد بر کاروان... به

به سفله بال نیارم نگون اگرش از خاک

بر آفتاب کشد آسمان... به

فقیه گول و متاع غرور و بار خدای

زهی سفیر و زهی ارمغان... به

کسان و شیوه من گر کند صدای خروس

کجا خروس شود ماکیان... به

خران سگان و جهان استخوان و گر تو کسی

همی به سگ فکن این استخوان... به

بر آستان بزرگان دایره سردار

به راستی بگذر زاین جهان... به

در آ به حلقه که از خاصگان دایره ای

ترا چکار به زنقحبگان... به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰مرا آه آتشین زان خط مشک آلود بر خیزد
  2. شمارهٔ ۳۱هر که زین جانوران صورت آدم با اوست
  3. شمارهٔ ۳۲چرخ ... چه ویران چه کند آبادم
  4. شمارهٔ ۳۳شبان تیره زان زلفین ثعیان سار...به
  5. شمارهٔ ۳۴مهر تو دل سوزتر یا آه آتشبار من
  6. شمارهٔ ۳۵همی خواهم به آویز مراد انگیز جولانی
  7. شمارهٔ ۳۶جز دولعلت کز شبه گون خط همی زیور کند
  8. شمارهٔ ۳۷نه سؤالی نه جوابی نه رسولی نه پیامی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.