پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

نه سؤالی نه جوابی نه رسولی نه پیامی

چه صفائی چه وفائی چه علیکی چه سلامی

هر که را قبله و محراب نه آن طلعت و ابرو

چه رکوعی چه سجودی چه قعودی چه قیامی

گر نه راه تو به پای خم و سر بر کف ساقی

چه سلوکی چه وقوفی چه مقیمی چه مقامی

جام و زلفی به کف آور چه رکابی چه عنانی

تو سن باده به زین کش چه سمندی چه ستامی

با دلش هیچ نسنجد چه سرشکی چه فغانی

بر لبش هیچ نگنجد چه سکوتی چه کلامی

سخن از چشم و لب و عارض و ... خطش ران

چه سهیلی چه سهائی چه ضیائی چه ظلامی

گر نه از دست تو از بهر تو از روی حقیقت

چه ثوابی چه گناهی چه حلالی چه حرامی

راز ران از خط و رخسارش چه شاهی چه گدائی

چشم و مژگانْش نگه کن چه امیری چه نظامی

همه ...و... ترند از در معنی

چه وضعیتی چه شریفی چه خواصی چه عوامی

وقعه و وقفه سردار یل اندیش به میدان

چه سپهری چه زمینی چه سکونی چه خرامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹آفتاب و چرخ و دورانی که شادی پرور است
  2. شمارهٔ ۴۰... ون خرم از ریش بلندی که تو داری
  3. شمارهٔ ۴۱آن دم سرد از نهاد ناصح نیران ضمیر
  4. شمارهٔ ۴۲آنکه نسرود سخن جز به لب یار منم
  5. شمارهٔ ۴۳تیره خط در طی روشن روی پنهان پروری
  6. شمارهٔ ۴۴مهش رست از خط مشکین نقابی
  7. شمارهٔ ۴۵به جز ارواح مکرم که برون زین شمرند
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.