پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

... ون خرم از ریش بلندی که تو داری

گر گوش کنم پهن به پندی که تو داری

با طره وخالت که زند پنجه که سرهاست

در گردن از این گرز و کمندی که تو داری

از بند مسلم برهائی همه آزاد

آزادی ما بسته به بندی که تو داری

بارند هری تا مصر عناب ز بادام

از حسرت آن پسته و قندی که تو داری

پس پس خزر از سردی خالت دل گرمم

آتش بگریزد ز سپندی که تو داری

ما را نپسندی و پسندی همه آفاق

آه از دل ... پسندی که تو داری

تا بنده ... خودی ترک خدا گوی

خود نشنوی این بوی به گندی که تو داری

شیرین عجم ار تاخت به گلگون عرب انداز

آفاق بتازی به سمندی که تو داری

سردار چه دیبا و چه سندان گه پیکار

با آتش سوزنده پرندی که تو داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲آنکه نسرود سخن جز به لب یار منم
  2. شمارهٔ ۴۳تیره خط در طی روشن روی پنهان پروری
  3. شمارهٔ ۴۴مهش رست از خط مشکین نقابی
  4. شمارهٔ ۴۵به جز ارواح مکرم که برون زین شمرند
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.