پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

تیره خط در طی روشن روی پنهان پروری

آشکارا اهرمن در جیب یزدان پروری

خط بر آرائی به لعل از طره بطرازی جمال

چند هستی با عدم واجب به امکان پروری

تا به سختی بر درد زنجیر آهن خای عقل

زان خط پولاد پیکر نرم سوهان پروری

گشت ازین آئینه گون دل سنگ تر آهن دلت

نادر اعجازی است این کز شیشه سندان پروری

گر یکی گوید خدای از نیست چون آورد هست

زان دو جان پرور لبش هفتاد برهان پروری

پشت ها خم زان ذقن سرها به پازان طره راست

هم به چوگان گوی هم از گوی چوگان پروری

باردم دریای لعل آن گوهرین دندان ز جزع

عکس عادت را به مروارید نیسان پروری

عقل کل را یوسف آسا چاه در راه است و بند

تا تو از زلف و زنخ زنجیر و زندان پروری

تنگ میدانی است با جولان سردار ای شگفت

گر ز پهنه نه فلک هفتاد میدان پروری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵به جز ارواح مکرم که برون زین شمرند
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.