پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

همی خواهم به آویز مراد انگیز جولانی

دریغ ای پهنه ...کیهان تنگ میدانی

گره زرین خور...مشکین چنبره گردون

به لاغ نی سواران خوش دریغا گوی و چوگانی

زمین کوتاه دامان آسمان تنگ ارنه می کردم

به رزم خود نه این... ساران خود و خفتانی

عمود کهکشان بی سنگ و نیله آسمان کودن

دریغا در خور این برزو بازو گرز و یکرانی

یکم ملک آرزو بیرون ازین ...کوی ارنه

من و این یک دو ویران ده چه اقلیمی چه سلطانی

مرا کم نه فلک نیم آستان کی دل نشست افتد

دو در یک پخ سپنجی چار پی شش روزن ایوانی

نه داد از دین آن آگه نه دین را داد این در خور

چه منبر یا چه اورنگی چه فتوی یا چه فرمانی

تو ای... پی کیهان بدین...بگی مردم

اگر خود مصر یوسف مرمرا گرگی و زندانی

فلک فرعون و گیتی مصر و این ...بگان جادو

منم موسی به معجز خامه سحر اوبار ثعبانی

شگفت آرم حساب روز رستاخیز یزدان را

بدین...خر مردم چه درگاهی چه دیوانی

مرا سردار با...زالان سخت ننگ آید

نبرد شیر دل مردان دریغا پور دستانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷نه سؤالی نه جوابی نه رسولی نه پیامی
  2. شمارهٔ ۳۸عیب مفتی نه همین است که ساغر شکند
  3. شمارهٔ ۳۹آفتاب و چرخ و دورانی که شادی پرور است
  4. شمارهٔ ۴۰... ون خرم از ریش بلندی که تو داری
  5. شمارهٔ ۴۱آن دم سرد از نهاد ناصح نیران ضمیر
  6. شمارهٔ ۴۲آنکه نسرود سخن جز به لب یار منم
  7. شمارهٔ ۴۳تیره خط در طی روشن روی پنهان پروری
  8. شمارهٔ ۴۴مهش رست از خط مشکین نقابی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.