پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

اگر... من بر چمد آن سرو رعنا را

چمن پیرای مینو پی برد...طوبی را

نخواهم کوته این... غوغا کاش در محشر

بجای رستخیز آرند آن...بالا را

نبرد زلف وخال و خط این... لر ترکان

ببرد از یاد مردان رزم آن...اعدا را

یکی...گی خواهم نه چون...شیدایان

فراخا تنگ میدانست این...صحرا را

حذر ای مردم ای... لرزین اشک بنیان کن

که از هر قطره طوفان خیزد این ... دریا را

جز آن...طلعت و آن دهان کشنید و آن دندان

که مهر آرد سها ظاهر سها پوشد ثریا را

همی بر قلب از آن...مژگانم شکست افتد

به عمر اندر ندیدستم چنین...هیجا را

کمر خواهی به نخلش دست پا بر جان شیرین نه

که نتوان هم خدا را خواست هم...خرما را

گرت سردار با... مردم آشتی باید

بجنبان رخش زی میدان بر افکن طرح دعوا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹ز اسرار حقیقت زاهد آن دانای ...به
  2. شمارهٔ ۳۰مرا آه آتشین زان خط مشک آلود بر خیزد
  3. شمارهٔ ۳۱هر که زین جانوران صورت آدم با اوست
  4. شمارهٔ ۳۲چرخ ... چه ویران چه کند آبادم
  5. شمارهٔ ۳۳شبان تیره زان زلفین ثعیان سار...به
  6. شمارهٔ ۳۴مهر تو دل سوزتر یا آه آتشبار من
  7. شمارهٔ ۳۵همی خواهم به آویز مراد انگیز جولانی
  8. شمارهٔ ۳۶جز دولعلت کز شبه گون خط همی زیور کند
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.