پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

چرخ ... چه ویران چه کند آبادم

من ز ویرانی و آبادی او آزادم

وه چه...شبان زان لب و دندان تا روز

به سها بر شد و پروین همه شب فریادم

آهم از آن دل... بدل شد به سرشک

آب گشت آتش از اندیشه این پولادم

من همان روز فرو شستم از آزادی دست

که بدین دسته... اسیر افتادم

چندم این هستی...دهد باده بیاد

بده آن باده که هستی ببرد از یادم

هفت بودم که ازین حلقه ...گهر

بودم آزاد و هم اکنون که بر از هفتادم

من از این مردم...نیم در به نهاد

نکته ای هست که بر صورت اینان زادم

گر بدین گام و کمر چهره گر نطق و شبق

به ورق بر نکشیدی رقم ایجادم

وصف ارواح مکرم به چه سان می گفتم

زن هفتاد و دو ملت ز کجا می گادم

داوری هاست بدین مردم... مرا

داد داد ار ندهد خسرو غایب دادم

آنکه از چاکریش بر همگان سردارم

و آنکه با بندگیش از دو جهان آزادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴مهر تو دل سوزتر یا آه آتشبار من
  2. شمارهٔ ۳۵همی خواهم به آویز مراد انگیز جولانی
  3. شمارهٔ ۳۶جز دولعلت کز شبه گون خط همی زیور کند
  4. شمارهٔ ۳۷نه سؤالی نه جوابی نه رسولی نه پیامی
  5. شمارهٔ ۳۸عیب مفتی نه همین است که ساغر شکند
  6. شمارهٔ ۳۹آفتاب و چرخ و دورانی که شادی پرور است
  7. شمارهٔ ۴۰... ون خرم از ریش بلندی که تو داری
  8. شمارهٔ ۴۱آن دم سرد از نهاد ناصح نیران ضمیر
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.