پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

شبان تیره زان زلفین ثعیان سار...به

چنان پیچم که بر پیچد سلیم از مار...به

از آن لب اشک ها گلگون وزان خط روزها نیلی

تعالی الله از آن شنگرف و آن زنگار... به

سواد آن دل سنگین در آب چشم من پیدا

چنان کز ژرف دریا بالمثل کهسار... به

یکی خر بینی افسارش نه پالانش نه از مفتی

بپیرایند اگر آن خرقه وان دستار... به

خرد نابهره دیواری است در راه طرب هی هی

به باد باده از بن برکن این دیوار... به

به سالاری صوفی فتح باره آسمان خواهی

گرفتن پژوه نتوانی بدین سالار... به

در این گندم نمایان جوفروشان مردمی گم شد

چون آن سوزن که باز افتد به کاه انبار... به

شدم بس شیب و بس بالا ندیدم نازل و والا

به جز...گی کالا در این بازار... به

یکی طومارکن سردار از این ...گان وانگه

به هم در پیچ و بر طاق افکن آن طومار... به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵همی خواهم به آویز مراد انگیز جولانی
  2. شمارهٔ ۳۶جز دولعلت کز شبه گون خط همی زیور کند
  3. شمارهٔ ۳۷نه سؤالی نه جوابی نه رسولی نه پیامی
  4. شمارهٔ ۳۸عیب مفتی نه همین است که ساغر شکند
  5. شمارهٔ ۳۹آفتاب و چرخ و دورانی که شادی پرور است
  6. شمارهٔ ۴۰... ون خرم از ریش بلندی که تو داری
  7. شمارهٔ ۴۱آن دم سرد از نهاد ناصح نیران ضمیر
  8. شمارهٔ ۴۲آنکه نسرود سخن جز به لب یار منم
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.