پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

مرا آه آتشین زان خط مشک آلود بر خیزد

زهی...گی کآتش همی از دود بر خیزد

جز اشک من از آن رخ و آه مردم ز اشک من کشنید

ز آذر بر دمد دریا ز دریا دود برخیزد

جز آن...خط کافزود کم کرد از تو نشنیدم

فزایش کاستی آرد زیان از سود برخیزد

چو رنگین چهر از آن...آذرگون می افروزی

ز باغ پور آزر آذر نمرود برخیزد

چو آن...لب خاتم چو آن مشیکن زره جوشن

نه دست افتد سلیمان را نه از داود برخیزد

بدین فرزندگان... گردون و آخشیج اولی

به زادن دیر بنشیند به مردن زود برخیزد

نشستی خاست هر... را کاول نگه دانم

اگر غمناک بنشیند اگر خشنود بر خیزد

سزا رزم است ارواح مکرم را ولی چالش

کجا با یک جهان... زین معدود برخیزد

دریغا میر غایب و آن یورش سردار کاول پی

ز نعل موزه سیل خون به پر خود برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲چرخ ... چه ویران چه کند آبادم
  2. شمارهٔ ۳۳شبان تیره زان زلفین ثعیان سار...به
  3. شمارهٔ ۳۴مهر تو دل سوزتر یا آه آتشبار من
  4. شمارهٔ ۳۵همی خواهم به آویز مراد انگیز جولانی
  5. شمارهٔ ۳۶جز دولعلت کز شبه گون خط همی زیور کند
  6. شمارهٔ ۳۷نه سؤالی نه جوابی نه رسولی نه پیامی
  7. شمارهٔ ۳۸عیب مفتی نه همین است که ساغر شکند
  8. شمارهٔ ۳۹آفتاب و چرخ و دورانی که شادی پرور است
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.