پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

بر دهان اندر همی... زلف یار بین

مار ماه او بار دیدی ماه مار او بار بین

تا به دام اندر کشد ایمان و کفر از خال و زلف

آن رخ... را هم سبحه هم زنار بین

گرنه در خوابی از آن... چشم نیم مست

در به گیتی فتنه آخر زمان بیدار بین

نی همی شد چهر از آن...خطم زر ناب

سیم خالص مرمرا شنگرف از این زنگار بین

با سکون او و آن سنگین دل آه و اشک من

خشت در... دریا ابر بر کهسار بین

بر به یزدان بندد این... شر جبری نگر

بیند آن... جبر از خویشتن مختار بین

جان به مردن بردم از غوغای این...گان

مرمرا از زندگانی بخت برخوردار بین

زان خط...اشکم ریخت و آهم گرم خاست

دود آب انگیز بنگر ابر آذربار بین

پادشاهان سخن را خالی از...گی

دیدن ار خواهی همی در موکب سردار بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵جهان... به ویرانی و آن... آبادش
  2. شمارهٔ ۲۶هماره بیدلان نالند از اغیار... به
  3. شمارهٔ ۲۷اگر... من بر چمد آن سرو رعنا را
  4. شمارهٔ ۲۸به امتحان مکش آن ابروان ...به
  5. شمارهٔ ۲۹ز اسرار حقیقت زاهد آن دانای ...به
  6. شمارهٔ ۳۰مرا آه آتشین زان خط مشک آلود بر خیزد
  7. شمارهٔ ۳۱هر که زین جانوران صورت آدم با اوست
  8. شمارهٔ ۳۲چرخ ... چه ویران چه کند آبادم
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.