پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

زاغ...گی آن کرکس ... فراست

کش همی پهنه ... جهان زیر پر است

من و زین مردم... تظلم حاشاک

همه فریادم از این طارم...کر است

گو بفرما عدد موی زهار زن خویش

شیخ ... اگر صوفی صاحب نظر است

آه... به و ...به سرشکم بشمار

بر تو... تماشای شمال و شمر است

ابرو و غمزه و پیشانی... لرش

چاچ... و رستای سنان و سپر است

این دو ... که از دیر و حرم لاف زنند

جوق... سگ و گله ... خر است

چیست...گی آن شهرکش آفاق حصار

چرخ ... و ... جهت بام و در است

به جز ارواح مکرم که ز شهر دگرند

همه ... گهر هر که بدین شهر در است

گفت سردار همی در پی ... جهان

هر که انکار کند از همه... تر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴صوفی... به را نه کفر و نه دین است
  2. شمارهٔ ۲۵جهان... به ویرانی و آن... آبادش
  3. شمارهٔ ۲۶هماره بیدلان نالند از اغیار... به
  4. شمارهٔ ۲۷اگر... من بر چمد آن سرو رعنا را
  5. شمارهٔ ۲۸به امتحان مکش آن ابروان ...به
  6. شمارهٔ ۲۹ز اسرار حقیقت زاهد آن دانای ...به
  7. شمارهٔ ۳۰مرا آه آتشین زان خط مشک آلود بر خیزد
  8. شمارهٔ ۳۱هر که زین جانوران صورت آدم با اوست
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.