پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

هان مگو مفتی همین دراعه و دستار داشت

فضل را آگه نیم...گی بسیار داشت

شیخ را منصف ستایند این خلاف راستی است

بارها دیدم که از ...گی انکار داشت

تا به گوناگون خورد خون خران...شیخ

خویشتن را گاه جبری کرد و گه مختار داشت

خاک از این ...گان را نقطه ای تسلیم شد

کآسمان ...گی در گردش پرگار داشت

جز تنی چند آنچه زین...گان دیدیم بود

در گهر...گر تسبیح اگر زنار داشت

میر غایب تا چرا درچاه پنهانی خزید

گرنه از آمیز این... مردم عار داشت

ای سرم خاکت بر این ...گان خیز از کمین

بر بدان چالش که در رزم احد کرار داشت

در به پهنه خاک از این...گان یک تن ممان

غیر ارواح مکرم کی جهان دیار داشت

مر مرا هم چاکری ز آن لشکر فیروزگیر

پادشاهی چون ترا باید چنین سردار داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳بر دهان اندر همی... زلف یار بین
  2. شمارهٔ ۲۴صوفی... به را نه کفر و نه دین است
  3. شمارهٔ ۲۵جهان... به ویرانی و آن... آبادش
  4. شمارهٔ ۲۶هماره بیدلان نالند از اغیار... به
  5. شمارهٔ ۲۷اگر... من بر چمد آن سرو رعنا را
  6. شمارهٔ ۲۸به امتحان مکش آن ابروان ...به
  7. شمارهٔ ۲۹ز اسرار حقیقت زاهد آن دانای ...به
  8. شمارهٔ ۳۰مرا آه آتشین زان خط مشک آلود بر خیزد
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.