پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

ماه نو تا همعنان آفتاب آورده ای

آفتاب و ماه در زیر رکاب آورده ای

بر فزودت نیکوئی از خط جهان را رستخیز

راست شد کز سمت مغرب آفتاب آورده ای

شطم از مژگان بپالائی بدان... زلف

نیل بآذرکش که از نیلوفر آب آورده ای

بوسه بخشی بی دهان های مژده های های مژده های

تنگدستان را که بی خرمن نصاب آورده ای

دستبرد از ابروان... خط خونریز را

آنچه از شمشیر ناید از قراب آورده ای

پرده در بستی و از هرپرده بر کردی جمال

خود که ای تا صد حضور از یک غیاب آورده ای

کاستی بفزود از آن... گیسو مر مرا

گرنه دستان است چون موی از طناب آورده ای

جان و تن در سنگ و سندان پیش آن رخسار و خوی

موم در آذر کتان در ماهتاب آورده ای

سوخت آن...چهرم رحمت آمد از عذاب

تو بهشتی چهر از رحمت عذاب آورده ای

زاشک خود و آن گوهرین دندان همی نارم شگفت

تا چسان دریا ز لولوی خوشاب آورده ای

آب حیوان کردی از یاقوت جان پرورروان

معجز است این کآب حیوان از سراب آورده ای

کی رهی سردار از دستان این...زال

ور خود از میدان سرافراسیاب آورده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲زاغ...گی آن کرکس ... فراست
  2. شمارهٔ ۲۳بر دهان اندر همی... زلف یار بین
  3. شمارهٔ ۲۴صوفی... به را نه کفر و نه دین است
  4. شمارهٔ ۲۵جهان... به ویرانی و آن... آبادش
  5. شمارهٔ ۲۶هماره بیدلان نالند از اغیار... به
  6. شمارهٔ ۲۷اگر... من بر چمد آن سرو رعنا را
  7. شمارهٔ ۲۸به امتحان مکش آن ابروان ...به
  8. شمارهٔ ۲۹ز اسرار حقیقت زاهد آن دانای ...به
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.